سرکوب کارگران و فعالین سیاسی توسط رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی


 

 

بیش از سی‌ سال است که شب گستران بر لایه‌های سیاهی می‌‌افزایند، و با وقاحت بیشتر سوار بر مرکب جهل و تاریکی می‌‌تازند بر ما سپید اندیشان، بی‌ خبر از اینکه پردهٔ ظلمشان دریده خواهد گشت و رسوایشن آشکار.

جمهوری دیکتاتوری اسلامی ایران بیش از پیش بر ظلم و جهالت خود افزوده است. شب گستران همچنان بر لایه سیاهی در جامعه ایران می‌‌افزایند. بدون شک و تردید قشر کارگر جامعه همان قشری است که جمهوری اسلامی  هراس کامل دارد.

قشری که علاوه بر مسئولیت پذیری در پیشبرد شرایط مادی کل جامعه، در مبارزه و تلاش در آگاهی‌ بیشتره جامعه، از لحاظ سیاسی، فرهنگی‌ و اجتماعی هم بدون شک یکّه تازی می‌کند. از طرفی‌ دیگر حکومت ننگین جمهوری اسلامی و حتی حکومتهای قبل از جمهوری اسلامی نیز سعی‌ داشته اند که نه تنها صدای آزادی خواهی این قشر فعال را خفه کنند، بلکه تلاش کرده اند که آنان را از حقوق و مایهتاج اولی‌ زندگی‌ محروم کنند. با این وجود کارگران همیشه پیشرو بوده‌اند و در روشن کردن راه مبارزه و همچنان غلبه بر تاریکی‌ پیشتاز خواهند ماند.

به عبارت دیگر از یک سؤ کارگران در به راه انداختن چرخه اقتصادی و تولیدی جامعه فعالیت چشمگیر، و از سوی دیگر در به راه انداختن تظاهراتهای خیابانی در سه دههٔ اخیر علیه رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی خشم و نفرت خود را آشکارا اعلام داشته‌اند و حتّی در این راه خیلی‌ از آنها زندانی، شکنجه و اعدام شده اند.

نگاهی‌ گذرا به قانون کار در ایران کاملا نشان خواهد داد که جمهوری اسلامی به شیوهٔ کاملا سیستماتیک و از راه سرکوب نرم افزاری فشار را بر این قشر جامعه گسترده‌تر کرده است. چیزی که در ایران به اسم قانون کار به آن استناد خواهد شد این اجازه را به خود داده است که کارگران زیر خط فقر زندگی‌ کنند و درامدشان کمترین درامد کل اقشار جامعه باشد. قانونی که در نوشتن آن هیچ نقشی‌ نداشته اند و حکومته دیکتاتوری جمهوری اسلامی هرگز با آنها اجازه نداده است که برای خود قوانینی در رابطه با شرایط خود وضع کنند یا بنویسند، و حتّی اتحادیهٔ مستقل کارگری را برای خودشان تشکیل بدهند. با توجه به این هیچ جای سوالی باقی‌ نخواد ماند که جمهوری اسلامی با پیاده کردن همین قانون علاوه بر سرکوب نرم‌افزاری کارگران، زمینه را برای سرکوب سخت افزاری آنان را نیز فراهم کرده است.

سیاست ضده انسانی‌ جمهوری اسلامی علیه این قشر فعال و زحمتکش جامعه ایران به همین جا ختم نمی‌شود. جمهوری اسلامی با کنار گذاشتن مدیران، فعال کارگری راه را برای ورشکست شدن یکی‌ پس از دیگری کارخانه‌های تولیدی فراهم کرده است و کارخانه‌های مربوطه را از طریق مزایده‌های فرمالیته به سپاه پاسداران یا بنیاد جانبازان واگذار میکنند.

نمونهٔ آشکار و بارز آن کارخانه کفش ملی ایران واقع در جاده قدیم کرج ‌تهران می‌باشد که ۱۷۰۰۰ کارگر در آن مشغول به کار بوده است و تمامی کرگران آن طی‌ سه ماه اخراج و بیکار گردیدند، لازم به ذکر است که هم اکنون این کارخانه‌‌ در اختیار شرکت خاتم الانبیاه بازوی اقتصادی سپاه پاسداران است. همان طور که در رسانه‌ها و اخبار میشنویم علاوه بر سرکوب، شکنجه و پایمال کردن حقوق کارگران در محیط کار، دهها فعال کارگری در حال حاضر در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی هستند. جمهوری اسلامی فکر می‌کند که با زندانی کردن یا اعدام فعالین کارگری، معلمان، دانشجویان و دیگر اقش

 ار جامعه میتواند خواست آزادی‌خواهی و تلاش برای احقاق حقوق مختلف جامعه را از بین ببرد. اما همین فعالین نشان داده اند که در مبارزه با حکومت جهل و نادانی‌ و تلاش برای آزادی برابری جامعه استوارتر از قبل هستند. بدون شک مبارزه در راه به دست آوردن آزادی و برابری مبارزهٔ واقعی امروز جامعه ایران و تمامی جوامع جهانی‌ است. و کارگران در بند ما نیز جامعه‌ای آری از فاصلهٔ طبقاتی، آزادی را برای تمام جهان میخواهند. و برای همین نیز از سوی حکومت جهل و جنایت جمهوری اسلامی سرکوب و زندانی و اعدام میشوند و جا دارد در اینجا از تمام آزادیخواهان و روشنفکران و دیگر اندیشان بخواهیم به هر طریق ممکن حمایت و پشتیبانی‌ خود را از کارگرن ایران اعلام دارند. و از سازمانهای مدافع حقوق بشر بخواهیم که سیاستهای ضد انسانی جمهوری اسلامی در مقابل کارگران را محکوم کنند. و خواستار آزادی بدون قید و شرط تمامی کارگران زندانی و زندانیان سیاسی باشیم و خودمان را بدون در نظر گرفتن هر گونه عقیده فکری و نظری و حزبی و بخشی از آنان بدانیم. و در راه رسیدن به آزادی آنها در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی تلاش بی‌ وقفه کنیم. که همانا بر اثر همین اتحاد و همبستگی‌ جمهوری اسلامی مجبور به عقب نشینی خواهد شد. چیزی که رژیم جمهوری اسلامی در سه دههٔ ی گذشته از آن هراس کامل داشته و خواهد داشت تظاهرات‌های مردمی علیه رژیم در داخل و خارج از ایران بود است. با شروع تظاهرات در کشورهای عربی‌ معروف به بهار عربی‌ و سرنگونی یکی‌ پس از دیگری دیکتاتورها نشانگر این امر واقعیست که سر نگونی رژیم ننگین جمهوری اسلامی نزدیک است و جای هیچ شک و تردیدی نیست که در آیندهٔ نزدیک شاهد سقوط و سرنگونی آن خواهیم بود. و بدون شک پردهٔ ظلمت شب گستران به زودی پاره خواهد گشت و رسوایشان آشکار.

به امید سرنگونی هر چه زودتر جمهوری اسلامی در آینده نزدیک توسط ملیتهای ایران، و بدون دخالت قدرتهای خارجی‌ و روی کار آمدن یک حکومت مردمی و ایرانی‌ فدرال برای همگان، که در آن هیچ کس به خاطره عقیده و نظر و بیانش زندانی و اعدام نشود.