کودک آزاری


کودک آزاری

کودک آزاری چیست؟

“کودک آزاری” عبارت است از هر گونه فعل یا ترک فعلی که باعث آزار روحی و جسمی و ایجاد آثار ماندگاریا زود گذر در وجود یک طفل(کودک زیر هجده سال) شود، برخی از این آثار می‌تواند مخفی باشد. ممانعت از حاضر شدن در کلاس درس، محروم کردن او از غذا، حبس در حمام یا زیر زمین اشکال مخفی کودک آزاری است.

تنبیه بدنی و تجاوز جنسی به کودک هم از انواع کودک آزاری فیزیکی است که علائم آن قادر به ردیابی است.«کودک آزاری» مربوط به طبقه خاصی نمی‌شود و فقر فرهنگی به اندازه فقر اقتصادی می‌تواند در آن خطر آفرین باشد، به نحوی که مسئله کودک آزاری در بین افراد تحصیلکرده و با بضاعت مالی خوب هم دیده می‌شود.در این میان باید توجه داشت که ” کودک آزاری” با “تنبیه بدنی” متفاوت است. با تنبیه به کودک می‌فهمانند که باید رفتار خود را اصلاح کند؛ اما متاسفانه به علت عدم آگاهی و همچنین نقض قانونی بسیاری از پدران و مادران به بهانه تنبیه کودکان خود را در معرض هر گونه آسیب روحی و روانی قرار می‌دهند..
payman moradkhani kodak azari

به طور کلی می‌توان کودک آزاری را به سه بخش تقسیم کرد. “کودک آزاری جسمی”، یعنی تنبیه بدنی سخت و محروم کردن کودک از غذا و پوشاک، “کودک آزاری جنسی” یعنی سوء استفاده جنسی توسط اطرافیان و همچنین بی‌توجهی به نیازهای کودکان و آفرینش خلاقیت توسط آنها..

مهمترین عاملی که منجر به کودک آزاری می‌شود فقر اقتصادی و فرهنگی است، ضمن آن که عدم وجود حربه قانونی در این میان نیز بی تاثیر نیست، اکثر کودکانی که از این معضل رنج می‌برند در خانواده‌های پرجمعیت فقیر و مهاجر قرار دارند که گاها پدر یا مادرشان معتاد هستند یا آن که از وجود نامادری یا ناپدری رنج می‌برند، با این وجود مسئله “کودک آزاری” در میان خانواده‌هایی که به ظاهر از هیچکدام از این معضلات رنج نمی‌برند هم دیده می‌شود.

متاسفانه در فرهنگ ما این موضوع که کودکان تا تنبیه بدنی نشوند، بزرگ نمی‌شوند، وجود دارد، بنابراین فرهنگ خشونت در جامعه ما نهادینه شده است، در حالی که تداوم این خشونت‌ها می‌تواند به ترس، اضطراب و پرخاشگری در کودک، پنهان کاری، شب ادراری،عدم اعتماد به نفس و عدم قدرت ارتباط با دیگران شود، به طوری که اکثر کودکان و نوجوانان بزهکار از خشونت‌های خانگی رنج برده‌اند.

خشونت فیزیکی تنها یک نوع از خشونت‌ها علیه کودکان است که اگرچه رواج بسیاری دارد؛ اما نباید انواع خشونت‌های کلامی و روحی را نیز نادیده گرفت. تحقیرکردن، سرکوفت زدن، مقایسه نادرست با همسالان، ناسزا گفتن و … اگر تداوم داشته باشد، می‌تواند جزو انواع کودک آزاری شمرده شود

آزار کودکان می‌تواند جسمی، عاطفی، لفظی و یا جنسی باشد. حتی نادیده انگاشتن و توجه نکردن به کودکان نیز می‌تواند به نوعی در رده این اختلال قرار گیرد.

این آزارها می‌تواند صدمه‌ای جدی به کودکان وارد کند و یا حتی باعث مرگشان شود.پژوهش‌ها نشان می‌دهد از هر 4 دختر و هر 8 پسر، یک نفر از آنها در سنین قبل از 18 سالگی مورد آزار قرار می‌گیرند.

همچنین سالانه یک کودک از هر 20 کودک، از نظر جسمی صدمه می‌بیند.آزارهای جسمی کودکان شامل مواردی چون، سوزاندن، کتک زدن و شکستن استخوان‌هاست. آزارهای جنسی،‌ لمس بدن کودکان به‌صورتی ناشایست را شامل می‌شود.

غفلت و بی‌توجهی می‌تواند مواردی چون خودداری از غذا دادن به کودکان، پوشانیدن لباس، تهیه سرپناه و سایر نیازهای اساسی را شامل شود. نادیده انگاری عاطفی شامل مواردی چون، خودداری از ابراز عشق و محبت، راحتی و توجه است.

بی‌توجهی از لحاظ سلامت و بهداشت هنگامی روی می‌دهد که از مراقبت‌های پزشکی برای کودکان خودداری شود.

نشانه‌ها

کودکانی که مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند از شکایت کردن و بیان آن، می‌ترسند. آنها از این می‌ترسند که مورد سرزنش قرار بگیرند و یا این که بزرگترها، حرفهایشان را باور نکنند. والدین اغلب نشانه‌های کودک آزاری را نمی‌شناسند زیرا نمی‌خواهند با واقعیت روبه‌رو شوند.

کودکانی که آزرده شده‌اند، باید هر چه سریع‌تر تحت درمان و پشتیبانی خاص قرار گیرند. هر قدر آزار کودکان طولانی‌تر باشد، احتمال بهبود کامل آنها کمتر خواهد بود.مراقب تغییرات جسمی و یا رفتاری کودک باشید، هر چند توضیحی در مورد آن ندهند.

اگر دلیل خاصی مبنی بر مورد آزار قرارگرفتن کودک خود ندارید، انجام آزمایشات مربوطه را ضروری بدانید. ممکن است کودک شما ترسیده باشد. به تغییرات و نشانه‌های زیر توجه کنید

نشانه‌های آزار جسمی

هر گونه جراحت (کوفتگی و کبودی پوست، سوختگی، شکستگی، هر گونه جراحت مربوط به سر و شکم) که کودک در مورد آن توضیحی نمی‌دهد.

بعضی از نشانه‌های آزار جنسیرفتارهای ناشی از ترس (کابوس، افسردگی، ترس‌های غیرمعمول، تلاش برای فرار کردن) دردهای شکمی، شب ادراری، خونریزی.

نشانه‌های آزار عاطفی

تغییر ناگهانی در سطح اعتماد به نفس، معده درد و یا سردرد‌هایی بدون علت مشخص پزشکی، ترس‌های غیرنرمال، افزایش کابوس‌ها و تلاش برای فرار

نشانه‌های بی‌توجهی عاطفی و غفلت از کودکان

به دست آوردن وزن به صورت بسیار ناموفق به خصوص در نوزادان، اشتهای سیری ناپذیر برای رفتارهای محبت‌آمیز.

انواع کودک آزاري

ـ کودک آزاري جسمي 1

مواردي چون كتك زدن با دست ، ضربه زدن ، داغ کردن ، سوزاندن با قاشق داغ  ، شکستن استخوان ، زخمي کردن، ايجاد صدمات داخلي من جمله خونريزي دروني ، کشيدن گوش و موي سر ، سيلي زدن ، نيشگون گرفتن،  پرتاب کردن ، فشردن ، تکان دادن ، شلاق زدن ، استفاده از آتش سيگار ، گاز گرفتن ، گذاشتن فلفل در دهان كودك  ، کوبيدن سر به ديوار ، ايجاد سياهي و کبودي در بدن کودک و هر شيوه ديگر از ايجاد آسيب جسماني ، از مصاديق بارز کودک آزاري جسمي مي باشد .

ـ کودک آزاري رواني و عاطفي 2

مواردي چون تحقير کردن ، مسخره کردن ، سرزنش ، طرد نمودن ، محروميت عاطفي ، برخورد خشونت آميز ، آزارهاي کلامي ، کنترل شديد و نا معقول ، دست انداختن ، ترساندن ، انتظارات نامناسب ، اعمال خشونت عليه همسر در برابر چشمان کودک، ناسزا گفتن و کليه اقداماتي که کارکردهاي روانشناختي رفتار و رشد کودک را به شدت تحت تاثير قرار مي دهد از مصاديق کودک آزاري رواني و عاطفي به حساب مي آيد .

ـ کودک آزاري جنسي 3

تماس جنسي با کودک و يا هر گونه تعامل جنسي بين کودک و بزرگسال را کودک آزاري جنسي مي گويند . تعامل ممکن است دامنه وسيعي از رابطه جنسي تا نمايش آلت تناسلي فرد بزرگسال به کودک ، اجبار کودک به نشان دادن آلت تناسلي خود به فرد بزرگسال ، وادار ساختن کودک به روسپيگري ، استفاده از کودک در حوزه هرزه نگاري اينترنتي ( پورنوگرافي ) و … را شامل بشود .

ـ کودک آزاری در نظام آموزشی 4

آسيب ها و آزارهايي که از طريق نظام آموزشي و عموماً به توسط معلمان ، شيوه هاي تدريس ، محتواي کتابها و … در دانش آموز ايجاد مي شود در اين حوزه قرار مي گيرد . البته عموماً آزار آموزشي با آزار جسمي ( مثل تنبيه بدني ) يا آزار رواني ( مثلاً تحقير دانش آموز ) همراه است ، اما در مجموع ناديده گرفتن تفاوتهاي فردي دانش آموزان ، ايجاد رقابتهاي ناسالم و شديد بين آنها ، ايجاد فشارهاي رواني و … از مصاديق بد رفتاري آموزشي تلقي مي شود .

ـ کودک آزاري اقتصادي   5

عموماً آزار اقتصادي در معناي سوء استفاده و بهره برداري از کودک در جهت کسب درآمد و عدم تخصيص آن درآمد به خود کودک استعمال مي گردد . واداشتن کودک به کارهاي خارج از خانه ، کار اجباري ، تکدي گري ، الزام به انجام کار درآمد زا در محيط خانه و … از مصاديق اين نوع بد رفتاري محسوب مي شود .

ـ کودک آزاري ناشي از غفلت 6

بر خلاف پنج مورد قبل اين نوع کودک آزاري بصورت غير عمدي و در اثر غفلت و مسامحه اتفاق مي افتد ،  به اين معنا که عدم توجه کافي و لازم والدين نسبت به تامين نيازهاي اوليه جسمي و رواني کودک و در حقيقت رابطه کم و جزئي والدين و سرپرستان با کودک ، کودک آزاري ناشي از غفلت ناميده مي شود . غفلت از تامين نيازهاي اوليه جسمي و رواني کودک همچون تغذيه ، پوشاک ، نظافت ، ابراز عشق و علاقه ، عدم تربيت مناسب و… تحت عنوان کودک آزاري ناشي از غفلت قابل بحث است .


7-کودک آزاری ناشی از کار اجباری

کار اجباری را باید یکی از شایع‌ترین موارد کودک آزاری در ایران دانست، در تحقیقی که توسط انجمن حمایت از حقوق کودکان با همکاری دانشگاه بهزیستی و توان بخشی ایران و در تهران روی 585 کودک خیابانی انجام شده است، نشان می‌دهد که علاوه بر افزایش 23 درصدی این کودکان در منطقه تجریش تهران و 81 درصدی آنها در میدان رسالت این شهر، 48 درصد از آنان 6 تا 12 سال سن دارند ،این تحقیق همچنین مشخص کرده است که 16 درصد از این کودکانزیر 16 سال سن دارند و 30 درصدشان بین 18- 12 سال سن دارند. داده‌های این تحقیق بیانگر آن است که 54 درصد از کودکان کار تنها در تهران در آمد 30 تا سقف 50 هزار تومانی ماهانه خود را که حاصل 6 تا 10 ساعت کار سخت روزانه است، صرف خانواده می‌کنند..

فقر اقتصادی، بی عدالتی اجتماعی، بیکاری، فاصله طبقاتی زیاد و درآمد کم خانواده در ایران مهمترین عللی است که منجر به وجود آمدن پدیده کودکان خیابانی و کار اجباری آنان است در مناطق اطراف تهران و حاشیه شهرهای بزرگ 3 ماه تابستان فرصت خوبی برای کارفرمایان است تا از کودکان با مزدی اندک بهره کشی کنند. این در حالی است که در پیمان نامه حقوق کودک آمده است که کشورهای عضو در حمایت از کودک در برابر اشکال بهره کشی مغایر با هر یک از جنبه‌های رفاه کودکان مسئول هستند..

.

 علل کودک آزاري

معمولاً شناسايي دلايل يک معضل از دو حيث يادگيري علمي آن معضل و نيز در بکارگيري روشهاي مناسب در جهت پيشگيري از آن حائز اهميت است . معضل کودک آزاري نيز از اين قاعده مستثني نيست و به حقيقت شناسايي دلايل کودک آزاري گامي مهم در جهت موفقيت برنامه پيشگيري از وقوع اين پديده به حساب مي آيد .

دلايل کودک آزاري را مي توان با توجه به چند بعدي بودن اين پديده ، به اين معنا که کودک ، کودک آزار و شرايط اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ابعاد آن را تشکيل مي دهند در سه دسته به شرح ذيل تقسيم بندي نمود :

ـ  دلايل موجود در فرد آزار دهنده 1

اختلالات رواني ، عقده هاي رواني ، سابقه تنبيه و آزار در دوران کودکي ، اضطراب ، افسردگي ، عصبانيت زائد ، وسواس ، شخصيت ضداجتماعي ، اعتياد به مواد مخدر يا الکل ، نداشتن مهارت فرزند پروري و در والدين و يا سرپرستان قانوني کودک ، سواد والدين ، والدين جوان ، پيشينه كيفري و سوابق مجرمانه ، عدم آشنايي والدين و افراد خانواده نسبت به حقوق كودك به علت اطلاع رساني غير شفاف و محدود در مورد كودك و حقوق او از سوي رسانه هاي همگاني بخصوص صدا و سيما و … از عمده دلايل کودک آزاري در فرد آزار دهنده محسوب مي شود .

ـ  خصوصيات کودک آزار ديده 2

دلايلي چون فرزند اول خانواده بودن ، نارس بودن ، داشتن معلوليت جسمي و ذهني ، تولد ناخواسته و يا نامشروع ، فرزند خواندگي ، مشکلات رفتاري ، ظاهر فيزيکي بد ، لاغر و قيافه زشت و … در اين دسته قرار مي گيرند .

دلايل اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ـ 3

اموراتي چون مشکلات شغلي ، نوع شغل ، بيکاري ، فقر ، تورم ، صنعتي شدن جوامع ، خانواده هاي پرجمعيت ، زندگي در مناطق حاشيه شهرها  ، مشکلات رفتاري والدين با يکديگر ، خانوادهاي از هم گسيخته بويژه طلاق ، مرگ يا فقدان يكي از اعضاي خانواده ، فقدان حمايتهاي اجتماعي و نظارتي ، وجود حس تملک نسبت به کودک ، پذيرش تنبيه بدني به عنوان فرهنگ از سوي جامعه ، وجود قوانين مبني بر مجاز بودن تنبيه ، مهاجرت و … در اين بند جاي دارند

علل ایجاد

 

 

آزار و اذیت در بسیاری از خانواده‌ها پنهان داشته می‌شود. کودک آزاری اغلب در خانواده‌هایی اتفاق می‌افتد که از نظر اجتماعی بسیار منزوی بوده، دوستی نداشته و با دیگران نیز ارتباطی ندارند.

والدینی که در دوران کودکی مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند بیشتر امکان دارد کودکان خود را مورد آزار قرار دهند.استفاده ازمواد مخدر و دارو می‌تواند شمار کودک آزاری را افزایش دهد. والدینی که بیش از حد انتقاد می‌کنند، در روش‌های تربیتی و رعایت نظم بسیار خشن هستند، آنهایی که برای کودکانشان خیلی کم یا زیاد ابراز نگرانی می‌کنند و یا استرس بسیار زیادی دارند ممکن است در شمار والدین کودک آزار نیز قرار داشته باشند.

والدین کودک آزار اغلب قصد صدمه زدن به کودکان خود را ندارند. معمولاً آنها در هنگام عصبانیت کودکان خود را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند. اینچنین والدینی نیاز به کمک حرفه‌ای روان‌شناسی دارند.

چگونگی مقابله

اگر حدس می‌زنید که کودکی تحت آزار و اذیت قرار دارد با پزشک اطفال و مرکز حمایت از کودکان تماس گرفته و از آنها کمک بخواهید. پزشکان از نظر اخلاقی ملزم هستند، هرگونه نشانه‌های آزار کودکان و یا غفلت و بی‌توجهی نسبت به آنها را گزارش دهند.

حتی ممکن است در صورت لزوم شما را به درمانگران دیگری معرفی کنند تا هرگونه اطلاعات مورد نیاز برای بررسی‌ها، جمع‌آوری شود. پزشکان حتی اگر لازم باشد، در دادگاه برای کسب حمایت برای کودکان، شهادت داده و در صورتی که گمان کنند ممکن است کودکان تحت آزار جنسی قرار گیرند، دادخواست جنایی تنظیم خواهند کرد.

هر اقدامی که طبیعتی آزار دهنده دارد باید فوراً گزارش شده و برای رفع آن کمک گرفته شود. تأخیر در گزارش، شانس کودکان را برای بهبودی کامل کاهش می‌دهد. اغلب اوقات کودکی که با او بدرفتاری شده و یا مورد آزار قرار گرفته، افسرده شده و رفتارهای خشونت‌آمیز، گوشه‌گیری و یا خودکشی از او سر خواهد زد.

وقتی این کودکان بزرگ می‌شوند به مخدرات و دارو روی می‌آورند و تلاش می‌کنند به صورتی فرار کنند و یا این که آزار، اذیت و آسیبی که از سوی دیگران دیده‌اند، انکار نمایند. تحمل آزار در دوران کودکی ممکن است در بزرگسالی به خودکشی و افسردگی منجر شود.اگر کودکی تحت آزار شدید قرار دارد، شاید شما تنها کسی باشید که می‌توانید به او کمک کنید. در گزارش و اعلام این آزار به افراد ذی‌صلاح درنگ نکنید

بی‌توجهی و تکذیب مشکلات، تنها اوضاع را وخیم‌تر می‌کند. با این کار شانس کودکان را برای بهبود کامل به شدت کاهش می‌دهید. در بیشتر اوقات، کودکانی که تحت آزار و یا بی‌توجهی قرار می‌گیرند، جراحات و صدمه‌های عاطفیشان بسیار شدیدتر از جراحات جسمیشان است. کودکانی که با آنها بدرفتاری شود بیشتر خودکشی کرده و یا افسرده می‌شوند.

از طریق برقراری ارتباط نزدیک با این کودکان، می‌توان به میزان جراحت‌های وارده از نظر عاطفی و جسمی پی برد. بزرگسالانی که در کودکی تحت آزار قرار داشته‌اند، با مشکلات بیشتری مواجهند و رفتارهای پر خطر در آنها بیشتر وجود دارد.

اگر شما حدس می‌زنید که کودکی به نوعی  تحت آزار قرار دارد باید
کودک را به محلی امن و آرام ببرید
اطلاعاتی دقیق از چگونگی آزارهایی که به او رسیده کسب کنید.
آرام باشید و کودک را عصبانی نکنید.
برای این که کودک آزارهایی که دیده آشکار کند، به او اطمینان قلبی بدهید تا باورتان کرده و تمامی اتفاقات را صادقانه بیان کند.
به کودک بگویید به او کمک می‌کنید و از دیگران نیز برایش کمک خواهید گرفت.
تمامی اطلاعاتی که به دست آورده‌اید، یادداشت کنید.
فوراً به مقامات مسئول در این زمینه گزارش دهید.

قوانینی که نفعی برای کودکان ندارد

ايران از جمله جوامع جواني بوده كه تعداد كودكان در آن به چشم مي‌آيد به همين علت لازم است كه تصميم‌گيران و تصميم‌سازان، نگاه دقيق‌تري به شرايط جسمي، روحي و مهارتي كودكان داشته باشند.
‌قوانين كودك بايد يك قدم از عرف و قوانين رسمي جامعه پيشتاز باشد و از كودكان حمايت كند
با توجه به آنكه كودكان مايملك خانواده‌ها نبوده و شاهد حجم وسيع كودك‌آزاري در شهريور و مرداد ماه توسط افراد نزديك خانواده به كودك بوديم، بايد به ماده 220 قانون مجازات اسلامي كه بر اساس آن كودك به راحتي در داخل خانه تنبيه شده و تنبيه‌كننده به راحتي بتواند از زير بار مسئوليت جرمي كه مرتكب شده شانه خالي كند، نگاه دوباره شود. چرا كه اين ماده به حجم حوادث ناگوار رخ داده نسبت به كودكان مي‌افزايد.

وقايع تلخ كودك‌آزاري با وجود پيمان‌نامه جهاني حقوق كودك

پیمان نامه جهانی حقوق کودک

ایران اسفند ماه 1372 پیمان نامه جهانی حقوق کودک را پذیرفت، یکی از شرایط اساسی اجرای درست این پیمان نامه، آشنایی همه افراد جامعه به ویژه مقامات مربوط به امور کودکان، والدین، سرپرستان کودک و البته خود او با این پیمان نامه است.

بر اساس ماده 3 پیمان نامه جهانی کودک منافع عالیه کودک باید در هر اقدامی از سوی سرپرستان و والدین مورد توجه قرار گیرد. بر اساس این ماده، دولتها نیز موظف شدهاند در صورت کوتاهی والدین نسبت به فرزندان، حمایتها و مراقبتهای لازم را از آنان انجام دهند.

بر اساس ماده 19 این پیمان نامه کشورهای عضو برای حمایت از کودکان در برابر خشونتهای جسمی و روانی هر گونه آزار، بی توجهی و سهلانگاری باید اقدامات قانونی، اجتماعی و آموزشی لازم را به عمل آورند.

دولتهای امضا کننده پیمان نامه جهانی حقوق کودک موظف شدهاند که اقدامات لازم برای محافظت از کودکان در برابر استفاده غیر مجاز از مواد مخدر، داروهای روانگردان و قاچاق این مواد را انجام دهند.

از سوی دیگر ماده 37 این پیمان نامه به صراحت می‌گوید: هیچ کودکی نباید مورد شکنجه، رفتار ستمگرانه و بازداشت غیر قانونی قرار گیرد و مجازات اعدام و حبس ابد در مورد خلافکاری‌های کودکان زیر 18 سال ممنوع است.

بیش ازدو دهه از پیوستن ایران به این پیمان نامه جهانی می‌گذرد، اما متاسفانه هر روز شاهد افزایش مشکلاتی چون کار اجباری کودکان، کودک آزاری، سوء استفاده‌های جنسی، قاچاق اعضا و … هستیم

هر چند ايران از سال 72 به پيمان‌نامه جهاني حقوق كودك جواب مثبت داده ولي طي سال‌هاي اخير شاهد رشد پديده كودك‌آزاري بوديم به طوري كه اغلب از منابع رسمي و غيررسمي شنيده شده كه اين معضل در حال تشديد شدن است.
در عين حال چندان هم نمي‌توان دل‌خوش به آمارها و گزارشات فعلي در مورد كودك‌آزاري شد چرا كه اغلب اين موارد در هيچ آماري به ثبت نرسيده و در ميان محافظه‌كاري‌هاي مسئولان،‌خانواده‌ها و …. ناپديد مي‌شود. سالها از پيوستن ايران به كنوانسيون حقوق كودك مي‌گذرد اما هيچ نهاد مدني و ملي براي حمايت از حقوق كودك وجود ندارد.
بيشترين كودك‌آزاري‌هاي از نوع جسمي، عاطفي و جنسي توسط خانواده‌ها صورت مي‌گيرد كه اين آزارها مطابق با آمارهاي ارائه شده، در سال گذشته سه برابر و نيم افزايش داشته كه اكثر آنها بين محارم و بچه رخ مي‌دهد و اصولا به دليل حفظ آبرو فاش نشده و مهر سكوت به خود مي‌گيرد.
قوانين هم در اين ميان به حمايت از كودك نمي‌آيد، درست است كه ايران كنوانسيون دفاع از حقوق كودك را پذيرفته اما تلاش‌ها براي آنكه قوانين به مفاد اين پيمان‌نامه نزديك شود بي‌نتيجه مانده به همين دليل است كه كودك‌آزاري‌ها در خانواده‌ رشد داشته است.
ثبت ميزان كودك‌آزاري در كشور نقص جدي دارد
ارشد به كاستي‌هاي مربوط به سيستم گزارش‌دهي در مورد پديده كودك آزاري اشاره و مي‌افزايد: بخش بسيار كمي از رخ‌دادهاي مربوط به كودك‌آزاري در مطبوعات منعكس مي‌شود و بخش اعظمي از آنها نيز مطرح نمي‌شود.
به عنوان نمونه پزشك قانوني اگرچه موارد كودك‌آزاري را ثبت مي‌كنند اما هرگز به صورت آماري اعلام نمي‌كنند كه ماهيانه و ساليانه چه تعداد كودك به علت چنين آزارهايي به بيمارستان‌ و درمانگاه‌ها انتقال داده شده‌اند.
نظام گزارش‌دهي جامعي براي ثبت و اطلاع‌رساني در زمينه كودك‌آزاري در كشور وجود ندارد، چون قوانين ما، قوانين حمايتي براي كودكان نيست به همين علت نهادي هم وجود ندارد كه كودك‌آزاري و مشكلاتي كه پس از آن براي كودك به وجود مي‌آيد را ثبت كند و به دليل نداشتن آمار دقيق از ميزان كودك‌آزاري‌ها و كودكان افليج انجمن‌هاي حمايتي هم نمي‌توانند به طور كامل در اين زمينه اقدام و يا حتي كار مطالعاتي انجام دهند.
مطابق با گزارشي كه با همكاري مشترك وزارت بهداشت و يكي از نهادهاي دولتي تهيه شده، 15 درصد از كودك‌آزاري‌ها از نوع جنسي بوده كه از اين آمار حدود 30 درصد به آزار جنسي پسران و بيش از 70 درصد به دختران تعلق دارد اما آنچه كه هم‌اكنون اغلب انجمن‌هاي فعال در حيطه كودكان به آن اشاره دارند آن است كه ميزان كودك‌آزاري‌هاي جنسي به پسران در حال افزايش است.
آزار جنسي كودكان، پنهان در خانواده‌ها
هر چقدر سن كودك پايين‌تر بوده و در خانواده‌هاي آسيب‌ديده باشند احتمال آزار آنها بيشتر است . به طوري‌كه اغلب كودك آزاري‌ها نسبت به پسران اعمال مي‌شود و البته آزار كودكان دختر به دليل تابو بودن كمتر فاش مي‌شود به طوري‌كه تابو بودن اين موضوع در ميان خانواده‌هاي سنتي بيشتر است.
اغلب كودك‌آزاري‌هايي كه از سوي افراد خارج از خانه اعمال مي‌شود، خواه جسمي، روحي و يا جنسي باشد هرگز فاش نمي‌شوند.كودك‌آزاري از جانب افراد نزديك به كودك مانند پدر، مادر، ناپدري، نامادري و برادر كودك شايع است كه متاسفانه به دليل حقوق خاصي كه براي پدر در قوانين ايران وجود دارد بسيار كم پيش مي‌آيد كه پيگيري حق و حقوق كودك شود.
قوانين سخت‌گيرانه‌اي براي منع خشونت وارده بر كودكان وجود ندارد، قوانين دست والدين نزديك كودك را براي آزار باز گذاشته است چرا كه كودك مايملك پدر محسوب مي‌شود و در صورت آزار رساندن به كودك، جرمش نيز جرمي عمومي به حساب مي‌آيد.
قوانين يا كم‌رنگ است و يا خشن. به طوري كه برنامه‌ريزي‌ها در اين زمينه همه‌جانبه نبوده و شاهد اقدامات موازي در اين راستا هستيم، حتي تمام دستگاه‌هاي متولي مثل آموزش و پرورش، بهزيستي، وزارت رفاه، وزارت بهداشت و …. هر كدام ساز خود را مي‌زنند و كارهاي متفاوتي را انجام مي‌دهند كه نمونه آن جمع‌آوري كودكان كار از سطح شهر است كه با وجود متوليان بي‌شمار بي‌نتيجه مانده است.

پدران محكومان رديف‌اول كودك‌آزاري

اگر اعلام كنيم كه آمار ميزان كودك‌آزاري‌ها به دليل عدم ثبت شدن آنها ناقص است اما فراموش نكنيم كه بر اساس سرشماري سال 87 كه تمام آمارها به آن زمان استناد مي‌شود، نزديك به سه ميليون كودك كار و خيابان در كشور وجود دارد كه در معرض جدي كودك‌آزاري جسمي و جنسي قرار دارند و از اين ميان درصدي هم به كودكان افغاني تعلق دارد كه اين روزها صدايشان به جايي نمي‌رسد و حتي از حق آموزش نيز محروم هستند.
كودكان كار، خيابان، زباله‌گرد،‌بازماندگان از تحصيل، كودكان فاقد شناسنامه و اجاره‌اي يا همان نان‌آوران كوچك و …. زنگ خطري براي مسئولان هستند
بر اساس آمارهاي مربوط به كميته مددكاري انجمن حمايت از حقوق كودكان، پدران با 60 درصد هم‌چنان در صدر آزاردهندگان كودكان هستند كه 20 درصد توسط مادران، 10 درصد مادري، 7 درصد مسئولان مدارس و سه درصد ديگر توسط ناپدري بر كودك اعمال مي‌شود.
پدري كه بيكار بوده يا بي‌سواد است، حقوق كافي و اوليه نيز ندارد با وجود شرايط اقتصادي وارد آمده، وقت كافي براي توجه به كودك در خانواده ندارد و حتي كمبودها و ناكامي‌ها را با خشونت بر كودك جبران مي‌كند حق كودك را ناديده گرفته و فرزند پرخاشگري را به جامعه تحويل مي‌دهد.
مقابله با كودك‌آزاري نيازمند عزم ملي و حمايت ‌طلبي است؛ قبل از هر اقدامي آموزش جدي خانواده‌ها را در اين ارتباط مي‌طلبد چرا كه اين چرخه مي‌تواند ابتدا توسط خانواده‌ها متوقف و پس از آن به رده‌هاي بعدي سرايت كند.
متاسفانه خانواده‌ها آموزش كافي در اين زمينه نديده‌اند، بسياري از خانواده‌ها از سر ناچاري كودك خود را آزار مي‌دهند چرا كه خودشان روزگاري توسط والدين آزار ديده‌اند و اين خانواده‌ها آموزش نديده‌اند كه شيوه برخورد با كودكان در مواقع عصبانيت به چه صورت است. .
چرخه معيوب كودك‌آزاري به سن كودكي فرد محدود نمي‌شود بلكه كودك را در بزرگسالي دستخوش هزاران عقده عاطفي ـ رواني و غيره قرار داده و از اين كودك فردي خشن و انتقام‌جو مي‌سازد و مطابق با پژوهش‌هاي به عمل آمده، كودكان در معرض آزار تمايل بيشتري به استعمال دخانيات و مصرف مواد مخدر دارند…
اگر فرصتي پيدا مي‌شود كه يك صدا فرياد بزنيم «كودك‌آزاري را متوقف كنيد»‌ در اصل مي‌خواهيم اين ندا را دهيم كه «بياييد از كودكي شروع كنيم»‌ و ريشه به تيشه سلامت جامعه نزنيم.
كودك آزارديده امروز، كودك آزاردهنده فردا است، فكري كنيم.


آمارها چه میگویند؟

طبق آخرین آمار صندوق کودکان سازمان ملل در  ایران 9 میلیون کودک زیر 6 سال و 27 میلیون کودک زیر 18 سال وجود دارد.

این در حالی است که 9/3 درصد از نوجوانان تهرانی در معرض آسیبب‌های جسمی و عاطفی قرار دارند.

در پژوهش‌های دفتر پژوهش دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی بر روی 77 هزار و 855 دانش آموز پسر پایه دوم مقطع راهنمایی مدارس دولتی ، 20 درصد دانش آموزان در معرض آزارهای جسمی قرار دارند. 20 درصد والدین این کودکان با یکدیگر مشاجره و درگیری دارند که آزار عاطفی و جسمی را در پی دارد. 27 درصد دانش‌آموزان اظهار کرده اند که زندگی پر تنشی دارند. 35 درصد والدین سخت گیری دارند. 35 درصدشان اعتقاد دارند که والدینشان انتظاری بیش از حد توانایی آنان دارند. 58 درصد کاملا احساس تنهایی می‌کنند. 10درصد احساس راحتی در خانه را ندارند. 40 درصد دانش آموزران مجبورند به تنهایی از عهده مراقبت‌های خویش بر آیند که نشان دهنده آزار عاطفی و بی توجهی خانواده است. 25 درصد از آنان می‌گویند که آسایش ندارند. 9 درصد تمایل شدید دارند که در یک خانواده دیگر زندگی کنند و 55 درصد گفته اند که چنانچه از قوانین پیروی نکنند بشدت تنبیه می‌شوند.

قوانین حقوقی

بسیاری از جامعه شناسان و حقوقدانان،”نقض قوانین” را مهمترین عاملی می‌دانند که باعث افزایش و عدم مهار کودک آزاری در ایران است.

خشونت در ایران تا حدود زیادی نهادینه شده است؛ اما در این میان کودکان و زنان از آسیب‌های اجتماعی بیشتری رنج می‌برند که نیاز به حمایت‌ها و اهرم‌های قانونی دارد، همین مسئله که در هنگام آسیب رساندن به یک زن یا کودک باید تنها نیمی از دیه کامل یک انسان پرداخت شود، علاوه بر آن که می‌تواند از لحاظ روحی به این قشر صدمه وارد کند باعث به وجود آمدن نوعی حمایت قانونی نا آگاهانه می‌شود.

از طرف دیگر در قانون به صراحت عنوان شده است که اقدامات والدین و سرپرستان که موجب تادیب یا حقارت آنان شود مشروط بر این که در حد متعارف باشد ایرادی ندارد، در حالی که این حد متعارف مشخص نشده است.

برای رفع این مشکل نیاز به حمایت جدی دستگاه‌های قانونی و اجتماعی است که نقض‌های قانون را شناخته، اصلاح و قوانین جایگزین را وضع کنند.

اما مهمترین حربه‌ای که می‌تواند جلو “کودک آزاری” را در جامعه ما بگیرد افزایش مجازات‌ها در برابر چنین تخلفاتی است ؛ زیرا عده‌ای تنبیه کودک را حق طبیعی خود می‌دانند، بنابراین ضمن آگاهی دادن خانواده‌ها باید با حربه‌های قانونی نیز از این موضوع بهره بگیریم، زیرا قانونی که به پدر اجازه می‌دهد در صورت قتل فرزندش بر طبق قانون 220 تبرئه شود، هیچ کارکردی مثبتی نمی‌تواند داشته باشد.

در ماده 220 قوانین کیفری آمده است که اگر پدری فرزند خود را به قتل برساند از مجازات معاف است، ولی اگر مادری فرزندش را به قتل برساند اعدام می‌شود”.

همچنین ماده 631، 632 و 633 قانون مجازات اسلامی به صراحت تشریح می‌کند که اگر طفلی دزدیده و به فرد دیگری تحویل داده شود. فردی که طفل را ربوده به 3 ماه تا دو سال حبس و استرداد اموالی که از طریق او به دست آورده است محکوم خواهد شد. همچنین به صد تا 500 هزار ریال جزای نقدی نیز محکوم خواهد شد.

در صورت تجاوز جنسی به کودک نیز فرد متجاوز اعدام خواهد شد و تجاوز شونده در صورت اکراه به 74 ضربه شلاق محکوم می‌شود.

آموزش

آموزش که در رابطه نزدیک تری با نهاد خانواده قرار دارد به دو دلیل برجسته، می‌تواند نقش مهمی را در این رابطه ایفا کند، زیرا از یک طرف می‌تواند کودکان را به این موضوع آشنا کند تا والدین آنها دیگر اجازه نداشته باشند تا هر گونه رفتاری را که می‌خواهند با آنان داشته باشند و از طرف دیگر می‌تواند والدین را با شیوه‌های صحیح آموزش آشنا کند تا آنان گمان نکنند که بهترین راه تربیت تنبیه بدنی است و در این میان آموزش و پرورش و مدارس می‌توانند نقش مهعمی را ایفا کنند، ضمن آن که امید می‌رود که با توجه به نیازهای اجتماعی و اقتصادی دیگر هرگز شاهد بروز فجایع منجر به کودک آزاری نباشیم .

نقض حقوق کودکان و کودک آزاري ، سابقه اي طولاني در تاريخ بشري داردكه در هر دوره اي از تاريخ ، تعريفِ مفهوميِ آن متفاوت و معمولاً فاقد بار معنايي منفي بوده است؛ براي مثال در تمدنهاي قديمي دختـــران جوان اغلب به منظور سوء استفاده جنسي به معابد بابل هديه مي شدند و يا در رم کشتن فرزند حق قانوني والدين بود ، فروش دختران در چين قديم رايج بود ، اعراب دختران خويش را زنده بگور مي کردند و زماني هم بويژه در عصر صفــوي و نيز در دوره هاي بعدي تاريخ ايران ، شاهد روسپي خانه هاي ويژه براي پسران خردسال و جوان هستيم . حتي در قرون معاصر نيز شاهد چنين برخوردهايي با موضوع کودکان و البته در قالبهاي به مراتب خطرناک تر ،  نظير قاچاق کودکان براي امور جنسي ، قاچــاق اعضاي بدن کـــودکان و … مي باشيم . اما آنچه که در اين پروسه زماني از قديم تا به حال ، قابل تـــوجه و تامل مي باشد ، غفلت جهاني از توجه به حقوق کودکان  است .
حقــوق کـودکان از جمله مسائلي است که تا چندين سال قبل ، چه در ايران و چه در ساير کشـــورها و نيز در عـرصه بين الملل ، چندان مورد توجه نبوده است  . شاهد اين ادعا  اينکه ،کنــوانسيون حقوق کودک در سال 1989 از سوي سازمان ملل به تصويب رسيد در حاليکه تقريباً 40 سال قبل از آن يعني در سال 1948 اعلاميه جهاني حقوق بشر از سوي سازمان ملل به تصويب رسيده بود . البته قبل از تصويب کنوانسيون جهاني حقوق کودک ، چند اعلاميه در اين رابطه به تصويب کشورها رسيده بود ؛ من جمـله اعــــلاميه حقوق کودک ژنو ( 1924 ) و اعلاميه حقـــوق کـــودک مجمع عمومي سازمان ملل متحد ( 1959 ) اما در هيچکدام از اين اعلاميه فراخور وضعيت کودکان و متناسب با کنوانسيون جهاني حقوق کودک،  به حقوق کودکان صريحاً توجه نشده بود . اختلاف زماني فاحش در توجه صريح و مستقيم به حقوق کودکان  و به عبارت بهتر غفلت جهاني از حقـــوق کودکان ، دلايل متعدد و قابل توجهي دارد که مي بايست ريشه و مبناي اين دلايل را در آداب و سنن ملي کشورها ، فرهنگ و … جستجو کرد .
بشر در طي تاريخ زيست جمعي خــويش معمـــولاً به انسانهاي فاقد کمال عقلي و ذهني ـ همچون اطفال و مجانين ـ به چشم افراد ناقص و در حکم مال و قابل تملک براي خويش و در نتيجه محروم از حقوق اجتماعي مي نگريسته ، بطوريکه  اين امر و من جمله حس تملک نسبت به کـــودکان و اينکه کودک به هـــر روي متعلق به والدين خويش است ، از دلايل اصلي بي توجهي و کم توجهي به حقوق کودکان بوده است .
آثار اين طرز تفکر را حتي در دوران معاصر دنياي غــرب نيز مي توان مشاهده کرد ؛ بطوريکه برخي از انديشمندان برجسته غربي ، معيار بهره مندي از حقوق بشر را شرط دارا بودن تعقل مي دانستند و بر همين مبنا کودکان را از جمله افراد محروم از حقوق بشر محسوب مي داشتند و اعتقاد بر اين داشتند که فقط انسانهايي از حقوق بشر بهره مند مي شوند که صاحب قدرت تعقل باشند .
چنين طرز تفکري در خصوص حقوق کودکان و معضلات متعدد پيش آمده در رابطه با نقض حقوق اوليه کودکان ، باعث شد که سازمــان ملل در سال 1989 ،کنوانسيون جهاني حقــوق کودک را به تصويب رساند اين کنوانسيون داراي يک مقدمه و 54 ماده است که 41 ماده آن اختصاص به حقوق کودکان و 13 ماده آن درباره چگونگي اجراي آن در کشورهاي عضو بحث مي کند . اين پيمان بطور کلي چهار زمينه اصلي در رابطه با حقوق کودکان مورد توجه قرار مي دهدکه عبارتند از رشد ، بقا ، حمايت و مشارکت .
اکثريت کشورهاي دنيا به عضويت اين کنوانسيون درآمده و متعهد به تصويب قوانين داخلي لازم در جهت اجراي بهتر و مناسب قواعد اين کنوانسيون در سطح ملي شده اند . جمهوري اسلامي ايران در سال 1372 و با اعمال حق شرط ( در چارچوب مقررات شرع و به شرط عدم تغاير مفاد پيمان با شـــرع اسلام ) به اين کنـــوانسيون پيوست . بر اساس ماده 3 پيمان نامه جهــاني کودک ، منافع عاليه کـــودک بايد در هر اقـدامي از سوي سرپرستان و والدين مورد توجه قرار گيرد. بر اساس اين ماده، دولتها نيز موظف شده اند در صورت کوتاهي والدين نسبت به فـــرزندان، حمـــايتها و مـراقبتهاي لازم را از آنان انجام دهند. بر اساس ماده 19 اين پيمان نامه ، کشورهاي عضو براي حمايت از کودکان در برابر خشونت هاي جسمي و رواني هر گونه آزار، بي توجهي و سهل انگاري بايد اقدامات قانوني، اجتماعي و آموزشي لازم را به عمل آورند. دولتهاي امضا کننده پيمان نامه جهاني حقـــوق کودک موظف شده اند که اقدامات لازم براي محافظت از کودکان در برابر استفاده غير مجاز از مواد مخدر، داروهاي روانگردان و قاچاق اين مواد را انجام دهند.از سوي ديگر ماده 37 اين پيمان نامه به صراحت مي‌گويد: ” هيچ کودکي نبايد مورد شکنجه، رفتار ستمگرانه و بازداشت غير قانوني قرار گيرد و مجازات اعدام و حبس ابد در مورد خلافکاري‌هاي کودکان زير 18 سال ممنوع است.”
عضويت مشروط ايران در کنوانسيون جهاني حقوق کودک و در کنار آن ناچيز بودن آگاهي عمومي جامعه نسبت به پديده کودک آزاري ، فقدان مرز مشخص و تعريف شده براي کودک آزاري و تنبيه تربيتي و تجويز تنبيه در برخي از قوانين موجود و برداشت نامناسب از اين تجويز ، نتوانست معضلاتي را که در زمينه حقوق کودک بويژه کودک آزاري ، وجـــود داشت رفع کند .
براي مثال ماده 1179 قانون مدني مقرر داشته است : ” ابوين حق تنبيه طفل خود را دارند ولي به استناد اين حق نمي توانند طفل را خارج از حدود متعارف تاديب تنبيه نمايند . ” يا ماده 59 قانون مجازات اسلامي ، اقدامات والدين را که به منظور تاديب يا حفاظت کودکان انجام مي شود به شرط رعايت حدود متعارف تاديب و محافظت جرم نمي داند . فهم معناي حدود متعارف تاديب و تنبيه و عدم تعيين آن توسط قانونگذار و در نتيجه واگذاري آن به تشخيص عرف،  موجبات سوء استفاده از قانون را براي برخي از والدين و سرپرستان قانوني اطفال فراهم نموده است .
با اينکه بيش از يک دهه از پيوستن ايران به اين پيمان نامه جهاني مي‌گذرد، اما متاسفانه هر روز شاهد افـزايش مشکلاتي چون کار اجباري کودکان، کودک آزاري، سوء استفاده‌هاي جنسي، قاچاق اعضاء کودکان  و … هستيم.  براساس آمار سازمان جهاني بهداشت در سال 1999، چهل ميليون كودك زير 14 سال در سراسر جهان در معرض انواع كودك آزاري‌ها قرار گرفته‌اند‌. آمارهاي مختلف حتي در كشورهاي پيشرفته بيشتر تخميني است و موارد واقعي هميشه بيشتر از آمارهاي تخميني است. براي مثال بررسي ها در خصوص روابط ميان خانواده و فرزندان نشان مي دهد ، در مقابل يک مورد کودک آزاري که فاش مي شود، حداقل ٢٠ مورد ديگر پنهان مي ماند.

 نتايج کودک آزاري

آثار و نتايج کودک آزاري از دو حيث آثار کوتاه مدت و آثار بلند مدت قابل بحث است ؛ به اين معنا که برخي از اين آثار منحصراً در مورد کودک اتفاق مي افتد و صرفاً مشکلاتي را براي خود او ايجاد مي کند . اما آثار بلند مدت نشانه ها و بقاياي کودک آزاري در زندگي آينده فرد است که متوجه اجتماع و افراد ديگر در آتيه مي شود .

بر اين اساس عوارض جسمي و عاطفي همچـون ترسهاي شديد ، بي خوابي ، اضطراب ، افسردگي ، هيجان زائد ، احساس گناه ، احساس نا امني ، احساس زائد و غير مفيد بودن ، انزوا طلبي ، پرخاشگري ، کاهش اعتماد به نفس ، بي‌اشتهايي يا پر اشتهايي افراطي  ، جلوه‌هاي ترس مرضي از مردان ، رفتارهاي مخالفت آميز ، فرار از خانه ، خودکشي ، انتقام جويي ، اختلالات بينايي و شنوايي ، فوت ،  اشکالات کلامي ، آسيب مغزي ، ناتواني در يادگيري ، عقب ماندگي ذهني ، عقب ماندگي رشد اجتماعي و تربيتي ، بروز شخصيت نابهنجار و ضداجتماعي،  بزهکاري و … از آثار زودرس اين معضل در کودکان به شمار مي رود .

پر واضح است که کودکاني با چنين وضعيت جسمي و رواني در آينده نخواهند توانست افراد مفيد براي خود ، خانواده و جامعه خويش باشند که اين امر مشکلات متعددي را براي خود جامعه از حيث نداشتن نسل سالم و پويا ، بزهکاري ، افزايش آمار جرم و جنايت ، خانواده هاي مورد دار و … به عنوان پيامدهاي ديررس اين معضل خواهد داشت

چه زیبا گفت آن خردمند که سطح فرهنگ هر جامعه را باید از رفتار مردمان آن با کودکانشان سنجید.بیاید باهم دست در دست هم در آموزش و تربیت کودکان کوشا باشیم وو فراموش نکنیم کودکان امروز آیندسازان جهانند و آینده جهان فقط و فقط متکی به آموزش و تربیت کودکان امروز است ..

                                                                                                    نویسنده :پیمان مرادخانی